بیدام

لغت نامه دهخدا

بیدام. ( ص مرکب ) بی داد و بی عدالت. || ( اِ مرکب ) ظلم و تعدی. ( ناظم الاطباء ). هر دو معنی مخصوص فرهنگ ناظم الاطباء است و جای دیگر دیده نشد.
بیدام. ( اِ ) نامی است که در چاه بهار به بادام هندی دهند. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به بادام هندی شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) بادام هندی.
بی داد و بیعدالت ٠ یا ظلم و تعدی ٠

جمله سازی با بیدام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شورش بیدام باعث تغییرات زیادی در شیلا شد. به دلیل این شورش نافرجام، نفوذ اشراف داخل دربار کاهش یافت و از آنجا که اشراف سرکش پاکسازی شدند، قدرت پادشاه به‌طور محکم بر شیلا برقرار شد. پادشاه موییل (کیم چانچو) بیش از ۶۰ قانون را با هدف ایجاد یک دولت متمرکز در شیلا بر اساس سیستم حقوقی تصویب کرد.

💡 طبق رسوم شیلا، در صورت از بین رفتن پادشاه بدون جانشین مشروع، ممکن است سانگدائدونگ به عنوان حاکم جدید به تخت برسد، هر جانشین دیگری باید ابتدا توسط شورای هوابک تأیید شود. بیدام، که در آن زمان سانگدائدونگ بود و از شهرت و نفوذ خوبی بر دربار برخوردار بود، محتمل‌ترین جانشین تاج و تخت بود. با این حال حتی با تأیید هواباک، جین دئوک به‌عنوان جانشین اعلام شد.

💡 کودتای بیدام «بزرگ‌ترین شورش در تاریخ شیلا» محسوب می‌شود. همچنین اعتقاد بر این است که بیدام رقیب اصلی خود برای قدرت در شیلا را کیم یوشین می‌دانست.

جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز