لغت نامه دهخدا
بندینه. [ ب َ ن َ/ ن ِ ] ( اِ ) رجوع به بندیمه و بندمه و بندنه شود.
بندینه. [ ب َ ن َ/ ن ِ ] ( اِ ) رجوع به بندیمه و بندمه و بندنه شود.
۱ - تکمه. ۲ - گوی گریبان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شعرهای نو نیز اگر موسیقی داشته باشند میتوانند به صورت ترانه درآیند. شعرهای عروضی خود اگر موسیقی و موضوع خاص داشته باشند ترانهاند که در آنها بندینهها ۲ مصراع هستند که به ان بیت نیز میگویند. در شعرهای عروضی همهٔ بندینهها هم وزن اند.
💡 ترانه از بندینه تشکیل میشود. هر بندینه میتواند ۱٬۲٬۳٬۴٬۵٬۶ مصراع باشد. معمولترین بندینهها ۲ یا ۴ مصراع دارد و غیر معمولترین بندینه ۵ مصراع دارد. بندینهای که در طول ترانه تکرار میشود بندگردان نام دارد. هر ترانه تنها میتواند یک بندگردان داشته باشد. بندینه در واقع واحد شمارش ترانه است که البته واضح است ترانههایی که یک بندینه دارند بسیار غیر معمولند. در ترانه هر بندینه وزن مخصوص به خود را دارد و بندینهها الزاماً با هم هم وزن نیستند.