بعصوص

لغت نامه دهخدا

بعصوص. [ ب ُ / ب َ ع َ ] ( ع ص ) لاغر و حقیر. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( از متن اللغة ) ( اقرب الموارد ). || ( اِ ) دُم. ( از دزی ج 1 ص 100 ). || استخوان سرین. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ).

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] بعصوص: از استخوان های بدن است.
برخی اهل لغت آن را به استخوان بالای ران، و برخی دیگر، مرادف عصعص به معنای استخوان میان دو کپل (دنبالچه) و گروه سوم به استخوان نازک دور دبر، تعریف کرده اند.
کاربرد فقهی
عنوان یاد شده در باب دیات آمده است.
حکم شکستن بعصوص
کسی که بعصوص دیگری را (به هریک از معانی سه گانه) بشکند؛ به گونه ای که وی نتواند از بیرون آمدن مدفوع، جلوگیری کند، باید دیه ی کامل، بپردازد.

جمله سازی با بعصوص

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فرع اول - اگر در جنايتى بعصوص بشكند و در نتيجه ماسكه مدفوع خود را از دستبدهد، جانى بايد خونبها بپردازد، و بعصوص يا استخوان واقع در زير لگن خاصرهاست و يا عصعص است بر وزن بلبل كه عبارت است از استخوانيكه دم حيوانات صاحب دمبر روى آن مى رويد. و يا استخوان نازكى است كه دور حلقه دبر را گرفته است. اينحكم در صورتى بود كه نتواند غائط خود را نگهدارد و اما اگر قادر بر آن باشد لكنقادر بر نگهدارى باد روده اش نباشد ظاهر اينستكه ديه آن حكومت باشد.

بنگر یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز