برده فروش

فرهنگ عمید

فروشندۀ غلام و کنیز.

فرهنگ فارسی

( اسم ) فروشند. برده فروشند. غلام و کنیز.

جمله سازی با برده فروش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 برده فروش: از نشان دادن او امتنا نمود، و امام كاظم (ع ) منصرف گرديد و با هم بهباز گشتيم.

💡 روزى شخصى به بازار برده فروشان رفت. برده اى زيبا و قوى كه به انواع هنرهاآراسته بود، نظر وى را به خود جلب كرد. نزديك رفت و قيمت او را پرسيد.

💡 يكى از مشتريان به برده فروش خواهد گفت: من او را به سيصد دينار مى خرم زيرا عفتو حجابش مرا به خريد وى بيشتر علاقمند كرد. كنيز به او خواهد گفت: من به توميل و رغبت ندارم اگر چه در قيافه حضرت سليمان ظاهر شوى و داراى حشمت و سلطنت اوباشى دلت بر اموالت بسوزد و بيهوده پول خود را خرج نكن !

💡 6. ما را به بازار برده فروشان بردند و خواستند ما را به جاى غلام و كنيز بفروشندولى خداوند اين موضوع را براى آنها مقدور نساخت.

💡 برده فروش: آن دختر را به تو فروختم، ولى بگو بدانم ديروز آن شخص كه با توبود چه كسى بود؟

💡 برده فروش مى گويد، پس چه بايد كرد؟ تو كه با هيچ مشترى راضى نمى شوى ؟ منناگزيرم تو را بفروشم.

طرز یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز