بر زمین افکندن
مترادفها
به زمین انداختن، پرت کردن
متضادها
بلند کردن، بالا بردن
لغت نامه دهخدا
بر زمین افکندن. [ ب َ زَ اَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بر زمین زدن.به پستی و حقارت و نیستی و نابودی رساندن کسی را.
فرهنگ فارسی
بر زمین زدن به پستی و حقارت و نیستی و نابودی رساندن کسی را.
جمله سازی با بر زمین افکندن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 من خلاف رسم می گویم خلاف رسم کو بر زمین افکندن نو رست رسم آفتاب