لغت نامه دهخدا
باکار. ( ص مرکب ) ( از: با+ کار ) دارای کار. مشتغَل. مشتغِل. ( منتهی الارب ). مقابل بی کار. ( ناظم الاطباء ). در تداول عوام، شاغل مقامی یا منصبی. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به کار شود.
باکار. ( ص مرکب ) ( از: با+ کار ) دارای کار. مشتغَل. مشتغِل. ( منتهی الارب ). مقابل بی کار. ( ناظم الاطباء ). در تداول عوام، شاغل مقامی یا منصبی. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به کار شود.
دارای کار
باکار ( به کرواتی: Bakar ) شهری در ایالت پریمریه - گرسکی کتار کشور کرواسی است که جمعیت آن در سال ۲۰۱۱ میلادی ۶٬۷۵۰ نفر بوده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در باکارات بازیکن فقط باید روی یکی حالت شرطبندی کند و دیلر بقیه بازی را به دست خواهد گرفت. هدف از بازی باکارات رسیدن به امتیاز ۹ است. دستی که به عدد ۹ برسد یا نسبت به دیگری امتیاز بیشتری داشته باشد، دست برنده است. امتیازات کارتها هرگز از ۹ بیشتر نخواهد شد برخلاف بازی بلک جک که ممکن است امتیاز شما از ۲۱ بیشتر شده و بازنده شوید.
💡 همانطور که گفته شد، باکارات نام خود را از زبان ایتالیایی گرفتهاست. این نام به معنای صفر است و دلیل آن امتیاز ۰ کارتها ۱۰، شاه، بی بی و سرباز است؛ بنابراین کارتهای بازی باکارات به این صورت امتیاز دهی میشوند.
💡 این باشگاه بازیکنانی شناخته شده چون بناونچر کالو، باکاری کونه، دیدیه زاکورا، امانوئل ابوئه، جروینیو، سالومون کالو، روماریک، بوبکر بری، دیدیه یا کونان، کولو توره و یحیی توره را به فوتبال معرفی کردهاست.
💡 تو را باکار خیر و کار طاعت نیست کار ای دل به دنبال هوس می تاز و عیش خویشتن میزان
💡 مست مدام جام وصال حبیب را باکار و بار دنیی و عقبی چه کار بود
💡 زیارتگاه اصلی او در جزیرهای از رودخانه سند در کنار باکار در پنجاب پاکستان است.