بالا شدن
مترادفها
بالا رفتن، افزایش یافتن، مرتفع شدن
متضادها
پایین آمدن، فرود آمدن
لغت نامه دهخدا
بالا شدن. [ ش ُ دَ] ( مص مرکب ) صعود گرفتن. برشدن. قرار گرفتن در فوق.بر بالا شدن: اسکندر مردی بود که آتش وار سلطانی وی نیرو گرفت و بر بالا شد. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 90 ).
جمله سازی با بالا شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بباید گزیدن سواران مرد ز بالا شدن سوی دشت نبرد
💡 مسافر را ز باریکی بسیار ره بالا شدن نبود نمودار
💡 شمس تبریزی به عشقت هر کی او پستی گزید همچو عشق تو بود در رفعت و بالا شدن
💡 سوی تخت خانه زمین در نَبَشت به بالا شدن ز آسمان برگذشت