بازار محشر
مترادفها
روز قیامت، روز محشر، روز جزا
لغت نامه دهخدا
بازار محشر. [ رِ م َ ش َ ] ( اِ مرکب ) صحرای محشر:
ز بس کشتگان گرد بر گرد راه
چو بازار محشر شده حربگاه.نظامی.
جمله سازی با بازار محشر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چون نباشد بر سر بازار محشر او سفید هر که چون مه گشت نور مهر او را مشتری
💡 در سر بازار محشر دست ما خواهد گرفت در مصاف آرزو دستی که بر دل مانده ایم
💡 ز مهر تو همراه خواهیم بردن متاع روایی به بازار محشر
💡 گر برین قامت فزاید جلوة آن دلفریب بر سر بازار محشر وعدة ما و شکیب
💡 ببخشا و از چاه حرمان بر آرش به بازار محشر، مکن شرمسارش
💡 به بازار محشر، من و شرمساری که بسیار، بسیار کاسد قماشم
💡 در روزهای پایانی سال، بازار محشر در مرکز شهر برپا شده بود و مردم از هر طرف برای خرید لباسهای جدید به آن هجوم میآوردند.
💡 جشنواره فروش محصولات هنری امسال، بازار محشری را ایجاد کرد که باعث شد تمام هنرمندان محلی بتوانند محصولات خود را به راحتی به فروش برسانند.
💡 پس از اعلام خبر تخفیفهای ویژه، در فروشگاههای بزرگ بازار محشری از جنبوجوش و شلوغی ایجاد شد که تا دیر وقت ادامه داشت.