یخ گیری
مترادفها
یخچینی، یخبرداری
لغت نامه دهخدا
یخ گیری. [ ی َ ] ( حامص مرکب ) برگرفتن یخ از ظروف و لیوانها. ( یادداشت مؤلف ). || پاک کردن و زدودن یخ از جدار و دیواره یخچالهای برقی.
فرهنگ فارسی
برگرفتن یخ از ظروف و لیوانها پاک کردن و زدودن یخ از جدار و دیواره یخچالهای برقی
جمله سازی با یخ گیری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از بیکسی رسیده به من در میان خلق از گوشه گیری آنچه به عنقا رسیده است