یخ گیری
مترادفها
یخچینی، یخبرداری
لغت نامه دهخدا
یخ گیری. [ ی َ ] ( حامص مرکب ) برگرفتن یخ از ظروف و لیوانها. ( یادداشت مؤلف ). || پاک کردن و زدودن یخ از جدار و دیواره یخچالهای برقی.
فرهنگ فارسی
برگرفتن یخ از ظروف و لیوانها پاک کردن و زدودن یخ از جدار و دیواره یخچالهای برقی
جمله سازی با یخ گیری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از بیکسی رسیده به من در میان خلق از گوشه گیری آنچه به عنقا رسیده است
💡 در مناطق سردسیر، فرآیند یخ گیری از رودخانههای یخزده یکی از فعالیتهای سنتی برای ذخیره یخ جهت استفاده در فصلهای گرم سال است.
💡 صنعت یخ گیری در مقیاس بزرگ با استفاده از ماشینآلات پیشرفته، تامین نیاز مصارف خانگی و صنعتی را در تمام طول سال فراهم میکند.
💡 تکنولوژیهای جدید در فرآیند یخ گیری باعث شده است که کیفیت و شفافیت قالبهای یخ تولید شده بسیار بالاتر از گذشته باشد.