لغت نامه دهخدا
گیتی گرد. [ گ َ ]( نف مرکب ) گردنده گیتی. چرخنده گیتی:
گیتی و آسمان گیتی گرد
بر در تو زنند بردابرد.نظامی.
گیتی گرد. [ گ َ ]( نف مرکب ) گردنده گیتی. چرخنده گیتی:
گیتی و آسمان گیتی گرد
بر در تو زنند بردابرد.نظامی.
گردنده گیتی. گیتی دوار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گیتی چو تل خاکی و گردون غبار او است آئینه ای تو! دور، زخاک و غبار باش
💡 آزکه گیتی نهاد لفظ تو برداشت ظلم که گردون نشاند عدل تو برکند
💡 نیست در گیتی چو تو صدر مبارک طلعتی نیست بر روی زمین مثل تو گردون همتی
💡 پایه قدر تو از پایه گردون اعلی مدت عمر تو از مدت گیتی اطول
💡 گیتی ز بسط تو کمینهٔ نشان شده گردون ز رفعت تو کهینه اثر شده