گیاه بر

لغت نامه دهخدا

گیاه بر. [ ب ُ ] ( نف مرکب ) برنده ٔگیاه. || ( اِ مرکب ) داس که بدان دروند. ( السامی فی الاسامی ): مِحَشَّة؛ گیاه بر. داس گیاه. ( مقدمة الادب زمخشری چ تهران ص 101 ). داس و علف درو. آلتی باشد آهنین که بدان گیاه و علف را برند و قطع کنند.

فرهنگ فارسی

(صفت ) داسی که بدان گیاه را درو کنند.

جمله سازی با گیاه بر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 صد ابر رحمت آمد و دل شبنمی ندید گویا که این گیاه خدا آفرید نیست

💡 چو به حسرت گلت گل، شوم از گلم گیاهی ندمد که بوی مهر تو در آن گیا نباشد

💡 تاریخچه گیاهان کتاب گیاه‌شناسی اثر جان ری است که در سال ۱۶۸۶ منتشر شده‌است.

💡 غرور حسن ترا خط مگر علاج کند که در زمانه بدین خاصیت گیاهی نیست

💡 بدین خوشم که ز باران اشک و تخم وفا مرا ز مزرع دل جز گیاه مهر نرست