گچ کشته
لغت نامه دهخدا
گچ کشته. [ گ َ چ ِ ک ُ ت َ / ت ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) رسم است که گل کاران گچ را هر روز تر میکنند و اندک اندک به کار میبرند و اگر بر گچ ترکرده شباروزی بگذرد از کار میرود و گچ کشته عبارت از همین است. میرزا طاهر وحید در تعریف بنا:
شهیدی کز آن شوخ یابدنشان
شود چون گچ کشته جسمش روان.؟ ( آنندراج ).
جمله سازی با گچ کشته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کاش از این خبر صبا قصه برد به مادرم کشته برادر از جفا گشته اسیر خواهرم
💡 ۷۸۸ تن از یارسانی در جنگ ۸ ساله ایران و عراق کشته شدند.
💡 فتاد زلزله بر ساکنان ارض و سما که کشته شد شه لبتشنگان به کرببلا
💡 بیچاره دل خسته از آن می ترسم ناگه به سر خاک جفا کشته شوی
💡 و آن بیچاره کشته مذلت بزبان مهجوری از سر حرمان خویش این ترنم میکند:
💡 به دور خلقش، همچون فتیله ی عنبر به جای دود برآید ز شمع کشته بخور