لغت نامه دهخدا
گچ کشته. [ گ َ چ ِ ک ُ ت َ / ت ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) رسم است که گل کاران گچ را هر روز تر میکنند و اندک اندک به کار میبرند و اگر بر گچ ترکرده شباروزی بگذرد از کار میرود و گچ کشته عبارت از همین است. میرزا طاهر وحید در تعریف بنا:
شهیدی کز آن شوخ یابدنشان
شود چون گچ کشته جسمش روان.؟ ( آنندراج ).