گچ ساختن

لغت نامه دهخدا

گچ ساختن. [ گ َ ت َ ] ( مص مرکب )تهیه کردن گچ برای دادن به بنا. آمیختن آب در گچ.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) تهیه کردن گچ جهت ساختمان.

جمله سازی با گچ ساختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چیست دل تا روکش دیدار باید ساختن حسن بی‌پروا خوشست آیینه‌گو مر دود باش

💡 در قفس برگ اقامت ساختن بی حاصل است شهپر پرواز می باید مهیا کرد و رفت

💡 از جوانمردی است با یک قرص همچون آفتاب عالمی را بی نیاز از خوان احسان ساختن

💡 می توانستم به گرد خود حصاری ساختن خاکساری همچو خود گردرجهان می یافتم

💡 صنعت حق را نباید کم نمودن یا فزون صورتی کی می توانی بهتر از وی ساختن