گونه گل

لغت نامه دهخدا

گونه گل. [ ن ِ گ ُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان چهار دولی بخش مرکزی شهرستان مراغه. واقع در 72هزارگزی جنوب خاوری مراغه و 4هزارگزی شمال خاوری شوسه صائین دژ به میاندوآب. دره و هوای آن معتدل و سکنه آن 55 تن است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات، حبوبات و بادام است و شغل اهالی زراعت و صنایع دستی آنان جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان چهار دولی بخش مرکزی شهرستان مراغه. واقع در ۷۲ هزار گزی جنوب خاوری مراغه و ۴ هزار گزی شمال خاوری شوسه شاهین دژ بمیاندو آب

جمله سازی با گونه گل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ما فرش بزرگی به جهان باز کشیدیم صد گونه شراب از کف اقبال چشیدیم

💡 فسونگر خم است این خم نیلگون که صد گونه رنگ آید از وی برون

💡 چو روشن زمانه بران گونه دید ازانجا سوی شهر توران کشید

💡 اگر من سر درآوردم به دامت پذیرفتم همه گونه پیامت

💡 بدان گونه کن جای در هر دلی که هر جا روی باشدت منزلی

تک پر یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز