گهر فشاندن

لغت نامه دهخدا

گهر فشاندن. [ گ ُ هََ ف ِ دَ ] ( مص مرکب ) مخفف گوهر فشاندن. رجوع به همین کلمه شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) فرو ریختن گوهر نثار کردن جواهر: جهان آفرین را همی خواندند بران موبدان گوهر افشاندند.

جمله سازی با گهر فشاندن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گنج و گهر بخاک فشاندن، ز عقل نیست حیف است عمر بر سر دنیای دون شود

خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
کردار یعنی چه؟
کردار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز