گنه اندوختن
مترادفها
گناه کردن، خطا کردن، مرتکب شدن
متضادها
نیکی کردن، پاکی
لغت نامه دهخدا
گنه اندوختن. [ گ ُ ن َه ْ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) پی درپی گناه کردن. گناه بسیار کردن:
گر نظر صدق را نام گنه می نهی
حاصل ما هیچ نیست جز گنه اندوختن.سعدی.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) گناه اندوختن: گر نظر صدق را نام گنه می نهی حاصل ما هیچ نیست جز گنه اندوختن. ( سعدی )
جمله سازی با گنه اندوختن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر نظر صدق را نام گنه مینهند حاصل ما هیچ نیست جز گنه اندوختن