لغت نامه دهخدا
گنه بخشیدن. [ گ ُ ن َه ْ ب َ دَ ] ( مص مرکب ) عفو کردن گنه. بخشودن گناه:
هاتفی از گوشه میخانه دوش
گفت ببخشند گنه می بنوش.حافظ ( دیوان ص 192 ).
گنه بخشیدن. [ گ ُ ن َه ْ ب َ دَ ] ( مص مرکب ) عفو کردن گنه. بخشودن گناه:
هاتفی از گوشه میخانه دوش
گفت ببخشند گنه می بنوش.حافظ ( دیوان ص 192 ).
( مصدر ) گناه بخشیدن: هاتفی از گوش. میخانه دوش گفت: ببخشند گنه می بنوش. ( حافظ )