لغت نامه دهخدا
گندسالار. [ گ ُ] ( اِ مرکب ) فرمانده واحدهای سپاه ( یا: گند ) در زمان ساسانیان. ( از ایران در زمان ساسانیان چ 2 ص 237 ).
گندسالار. [ گ ُ] ( اِ مرکب ) فرمانده واحدهای سپاه ( یا: گند ) در زمان ساسانیان. ( از ایران در زمان ساسانیان چ 2 ص 237 ).
فرمانده واحدهای سپاه در زمان ساسانیان
گُند سالار فرمانده گند شاهنشاه در ارتش شاهنشاهی ساسانی بود. گند یگانی از ۴٬۰۰۰ هزار نیروی ویژهٔ دیلمی در خدمت شاهنشاه ساسانی بود. از روایت های تاریخ نگاران چنین برمی آید که بزرگ ترین واحد ارتش را «گند» و فرماندهٔ آن را گند سالار می خواندند و هر گند مرکب از چند «درفش» و هر درفشی شامل چند «وشت» بوده است.
«گند سالار» ( < پارسی میانه: gund - sālār ) به معنای «فرمانده گند؛ سرتیپ» از دو واژه ساخته شده است:
گند < پارسی میانه: gund < پارسی باستان: vr̥nda - «لشکر» + سالار < پارسی میانه: sardār < پارسی باستان: * sara - dāra - «سردار».
💡 گند < پارسی میانه: gund < پارسی باستان: vr̥nda- «لشکر» + سالار < پارسی میانه: sardār < پارسی باستان: *sara-dāra- «سردار».