گنجینه گشا

لغت نامه دهخدا

گنجینه گشا. [ گ َ ن َ / ن ِ گ ُ ] ( نف مرکب ) خزانه دار. گنجینه سنج. ( ناظم الاطباء ). صاحب و مالک گنج. ( آنندراج ):
گنجینه گشای این خزینه
سر بازکند ز گنج سینه.نظامی.رضوان خدای بر صحابه
گنجینه گشای نه خرابه.شیخ ابوالفضل فیاض ( از آنندراج ).و رجوع به گنجینه سنج شود.

جمله سازی با گنجینه گشا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کلکم که سرش زبان غیب است گنجینه گشای کان غیب است

💡 گوهر گنجینه فیضی گشای جوهر آئینه معنی نمای

شیمیل یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
اذفر یعنی چه؟
اذفر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز