گنبد جق

لغت نامه دهخدا

گنبدجق. [ گُم ْ ب َ ج ُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان جعفرآباد فاروج بخش حومه شهرستان قوچان که در 20هزارگزی شمال باختری قوچان و 9هزارگزی جنوب راه شوسه قدیمی قوچان به شیروان واقع شده است. هوای آن سردسیر و سکنه اش 400 تن است. آب آن از رودخانه است. محصولش غلات و انگور و شغل اهالی زراعت و مالداری و صنایع دستی آنان قالیچه بافی و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان جعفر آباد فاروج بخش حومه شهرستان قوچان

جمله سازی با گنبد جق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای جان و ای دو دیده بینا چگونه‌ای وی رشک ماه و گنبد مینا چگونه‌ای

💡 گرم چنان شد که چو آواز داد غلغله در گنبد گردون فتاد

💡 درون چنبر حزمش قرار تودهٔ غبرا به گرد مرکز عزمش مدار گنبد گردان

💡 خوشا که گنبد چرخ کهن فرو ریزد اگر چه خود همه بر فرق من فرو ریزد

💡 کسی کاو در آن گنبد آرد قرار بر آن طبل زخمی زند استوار

💡 میان بر یکی گنبدی دید شیر به گنبد درآمد دلاور دلیر

دبال زن یعنی چه؟
دبال زن یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز