لغت نامه دهخدا
گله نر. [ گ ُ ل َ / ل ِ ن َ ] ( اِخ )ده کوچکی است از دهستان موگوئی بخش آخوره شهرستان فریدن که در 49هزارگزی باختر آخوره واقع شده و دارای 19 تن سکنه است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10 ).
گله نر. [ گ ُ ل َ / ل ِ ن َ ] ( اِخ )ده کوچکی است از دهستان موگوئی بخش آخوره شهرستان فریدن که در 49هزارگزی باختر آخوره واقع شده و دارای 19 تن سکنه است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10 ).
ده کوچکی است از دهستان مو گوئی بخش آخوره شهرستان فریدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مرنج اگر گله کردم دلم زبس تنگی نداشت جای که دروی گره شود سخنی
💡 ز هر طعمه روزی تهی حوصله وز آن ضعف و بی حاصلی در گله
💡 تاریک شود خانه آیینه ز جوهر حیران جمال تو ز مژگان گله دارد
💡 ای عجب ار دشمن من خود منم خیره گله چون کنم از دشمنم؟
💡 این دو... که از دیر و حرم لاف زنند جوق... سگ و گله... خر است
💡 بیا، که باز جانها را شهنشه باز میخواند بیا، که گله را چوپان بسوی دشت میراند