گل کامه

لغت نامه دهخدا

گلکامه. [ گ ُ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) ثفلی بود که بعد از کشیدن گلاب میماند و به کار رنگ کردن و چهابه کردن جامه ها می آید. ( آنندراج ):
زلف و رخ او دیده بهم گفت نصیرا
از عنبر و گل ساخته گلکامه خورشید.ابونصر نصیرای بدخشانی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) دردی که پس از کشیدن گلاب بجای ماند و بکار رنگ کردن پارچه آید: زلف و رخ او دیده بهم گفت نصیرا از عنبر و گل ساخته گلکام. خورشید. ( ابو نصر نصیرای بدخشانی )

جمله سازی با گل کامه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو برخوانم این پاسخ نامه را ببینم دل مرد خود کامه را

💡 ای مفتی شرع مکرمت خامه تو افلاک مطیع رای خود کامه تو

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
پهن یعنی چه؟
پهن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز