گل خنجری

لغت نامه دهخدا

گل خنجری. [ گ ُ ل ِ خ َ ج َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) تیره ای از کاکتوسها. رجوع به گیاه شناسی گل گلاب ص 229.

فرهنگ فارسی

تیر. از کاکتوسها.

دانشنامه آزاد فارسی

گُل خنجری
رجوع شود به:یوکا

جمله سازی با گل خنجری

💡 بر خط تسلیم گردن نه که چون راضی شوی کی کند در دست ابراهیم خنجر خنجری

💡 در روز بعد ابو لولو با خنجری دوسر در دست ظاهر شد و شش ضربه به عمر زد. یکی از این ضربه‌ها به ناف او خورد و او را کشت.

💡 در نیام هر نفس تیغ دو دم خوابیده است چون‌سحر در قطع هستی خنجری‌درکار نیست

💡 بر میانش خنجری دید آن لعین پس بگفتش بر میانت چیست این

💡 الهی دشمنت را خسته وینم به سینه اش خنجری تا دسته وینم

کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز