لغت نامه دهخدا
پهن گوش. [ پ َ ] ( ص مرکب ) که گوش پهن دارد. ارفش. ( تاج المصادر ): خطلاء؛ گوسپند پهن گوش. ( منتهی الارب ).
پهن گوش. [ پ َ ] ( ص مرکب ) که گوش پهن دارد. ارفش. ( تاج المصادر ): خطلاء؛ گوسپند پهن گوش. ( منتهی الارب ).
( صفت ) آنکه دارای گوشی پهن است:خطلائ گوسپند پهن گوش.
💡 گل عبث گوشی درین بستانسرا کرده است پهن هر هواجویی نمیفهمد زبانِ عشق را
💡 گفت معشوق این همه کردی ولیک گوش بگشا پهن و اندر یاب نیک
💡 هلا گذر کن از این پهن گوشها بگشا که من حکایت نادر همه کنم آغاز
💡 از آن مرد گویا چو بشنید کوش دلش خیره شد، پهن بگشاد گوش
💡 در بزم مادح تو فلک پهن کرده گوش تا از مدایحت چو صدف پر درر شود