غوطه ای

لغت نامه دهخدا

غوطه ای. [طَ / طِ ] ( ص نسبی ) در تداول بنایان، طرز ریختن ملاطیا دوغاب در میان بنا، که همه درزها را فراگیرد.

جمله سازی با غوطه ای

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دوبار از قعر آتش سر بر آورد حبابش غوطه ای هم بر سر آورد

💡 به حوضش نخوردی اگر غوطه ای نبستی فلک آبگون فوطه ای

💡 پری رو غوطه ای خورد اندر آن آب چنان کافتد میان آب مهتاب

💡 در آن قلزم نور شو غوطه ای زن فرو شوی از خویشتن ظلمت ظل

💡 دمد بجای گهر از دلش رخ خورشید اگر بیحر کفش غوطه ای خورد عمان

شهرت یعنی چه؟
شهرت یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز