عادت داشتن
مترادفها
عادت کردن، خو گرفتن
متضادها
عادت نداشتن
لغت نامه دهخدا
عادت داشتن. [ دَ ت َ ] ( مص مرکب ) خو گرفتن به چیزی: چنان دانم که بسیار خوردن عادت داری. ( گلستان ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) خوگر بودن معتاد بودن.
جمله سازی با عادت داشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مؤ لف: اخبار درباره عادت داشتن رسول خدا(صلى الله عليه و آله ) به مسواك و سنتقرار دادن آن از طريق شيعه و سنى بسيار زياد است.
💡 در سال ششم جنگ، آنها سرانجام به موریا رسیدند و با سپاه آزوگ در مقابل دروازه دیمریل جنگیدند. به دلیل عادت داشتن ارکها به جنگ در شب و نبود آفتاب، ابتدا بخت از دورفها روی برگرداند اما پس از طلوع آفتاب جنگ داشت به نفع دورفها پیش میرفت که با رجز خوانی ناین دوم، آزوگ پا به میدان جنگ گذاشت و با ورود او و افرادش به جنگ، برادر تورین فوندین پسر دوم تراین دوم به همراه خویشاوند مستقیمش فوندین پدر بالین کشته شد و تورین و تراین دوم زخم برداشتند؛ طوریکه تراین از یک چشم نابینا شد. وی در این جنگ به دلیل استفاده از یک تنه بلوط برای دفاع از خودش در برابر ضربات دشمن به سپربلوط معروف گشت.
💡 بسیاری از افراد پس از سالها زندگی در کلانشهرها، به عادت داشتن به هیاهو و شلوغی محیطهای شهری بسیار خو گرفتهاند و از سکوت بیزارند.
💡 برای موفقیت در یادگیری یک زبان جدید، داشتن نظم و عادت داشتن به تمرین روزانه بسیار حیاتیتر از داشتن استعداد ذاتی است.
💡 او پس از مدتها دوری از وطن، دوباره به عادت داشتن به خوردن غذاهای سنتی و محلی خانوادهاش برای کاهش تنهایی روی آورده است.