لغت نامه دهخدا
گره بر ابرو کردن. [ گ ِ رِه ْ ب َ اَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تند شدن. ( آنندراج ). خشمگین گشتن:
چرخ کمانهای سزاوار زه
بر مه نو کرده بر ابرو گره.میرخسرو ( از آنندراج ).
گره بر ابرو کردن. [ گ ِ رِه ْ ب َ اَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تند شدن. ( آنندراج ). خشمگین گشتن:
چرخ کمانهای سزاوار زه
بر مه نو کرده بر ابرو گره.میرخسرو ( از آنندراج ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 صید صیادی نگردیدیم، تا کی می توان خویش را همچون گره بر حلقه ی هر دام بست
💡 تازه رو باش و مینداز گره بر ابرو به کدورت نتوان خورد می روشن را