لغت نامه دهخدا
گرد و غنبلی. [ گ ِ دُ غُم ْ ب ُ ] ( ص مرکب ) میانه بالا. متوسطالقامه:
نه پردراز و نه کوتاه گرد و غنبلیم
غلام حضرت موسی الرضا، علی قلیم.؟
گرد و غنبلی. [ گ ِ دُ غُم ْ ب ُ ] ( ص مرکب ) میانه بالا. متوسطالقامه:
نه پردراز و نه کوتاه گرد و غنبلیم
غلام حضرت موسی الرضا، علی قلیم.؟
میانه بالا متوسط القامه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 میگشت به گرد و کوه و صحرا چون خضر، به روضهای خضرا
💡 ازو چرخ بستد همه گرد و مال شد از گشت گردون،بی پر وبال
💡 ز گرد و دود نتوان زیر گردوی دم بر آوردن مگر عیسی نفس در عالم بالا برون آرد
💡 که او پهلوانی بود نامدار سرافراز و هشیار و گرد و سوار
💡 موحّد گرد و یکتائی طلب دار که تا آگه شوی هر لحظه از یار
💡 غافل مشو که اخوان چون سر کشند ناگه گرد و بال گیرد طرف کلاه یوسف