کوچک دل

لغت نامه دهخدا

کوچک دل. [ چ َ / چ ِ دِ ] ( ص مرکب ) خوش خلق و دردمند که به همه کس اختلاط گرم کند. ( آنندراج ). ملایم و سلیم. ( ناظم الاطباء ):
دلا بزرگی کوچک دلان به جای خود است
اگر بزرگ بود آسمان برای خود است.کاظم کاشی ( از آنندراج ).|| غمناک و مهموم. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

خوش خلق و دردمند که به همه کس اختلاط گرم کند. یا غمناک و مهموم

جمله سازی با کوچک دل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هر که خود را نخواست کوچک و خرد با فرومایگان ستیزه نبرد

💡 پیش لبهای تو از دعوی کوچک دهنی غنچه ها را همگی باد صبا توبه دهد

💡 از سخنان بزرگان، کار نیکی را که توانید انجام دهید کوچک مشمرید و در انتظار کاری سترگ تر بتأخیرش می فکنید. چه اندک هنگام نیاز بدان، به حال نیازمند، نافع تر از بسیار به هنگام بی نیازی بود.