لغت نامه دهخدا
( کوه آب ) کوه آب. ( اِخ ) دهی از دهستان ده پیر که در بخش حومه شهرستان خرم آباد واقع است. 120 تن سکنه دارد که از طایفه ٔپیرالوند هستند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
( کوه آب ) کوه آب. ( اِخ ) دهی از دهستان ده پیر که در بخش حومه شهرستان خرم آباد واقع است. 120 تن سکنه دارد که از طایفه ٔپیرالوند هستند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 داغ غمی کز و جگر کوه آب شد بیمار را تحمل آن داغ غم نبود
💡 در هوایت کوه آب از چشمه ها گردد روان ز آتش عشقت خروش و جوش در دریا گرفت
💡 در کمر سنگ میان دو کوه آب گهر صفوة و دریا شکوه
💡 زاغر در ۶ کیلومتری جنوب تفرش قرار دارد و بواسطه قرار گرفتن در دامنه کوه آبوهوایی مطبوع و منظرهای از تمام شهر تفرش را در پیش چشم قرار میدهد.
💡 ازآنجایی که این منطقه درگذشته یکی از مناطق دامداری محسوب میشد، دامدارها برای تأمین آب مورد نیاز دامها و نیز اهالی درفصل تابستان که برفهای روی کوه آب میشد اقدام به ذخیره کردن برف در این چاه میکردند تا در موقع کمآبی، آب مورد نیاز خود و دامها را تأمین کنند.
💡 ببالید کوه آبها بر دمید سر رستنی سوی بالا کشید