کوله سر

لغت نامه دهخدا

کوله سر. [ ل َ س َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان باسگ که در بخش سردشت شهرستان مهاباد واقع است و 507 تن سکنه دارد. در دو محل به فاصله نیم کیلومتر به نام کوله سر بالا و پایین مشهور است و سکنه کوله سر بالا 278 تن می باشد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).

جمله سازی با کوله سر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از این کتاب دو ترجمه به فارسی وجود دارد. اولی با ترجمه مهدی غبرایی، در انتشارات نیکو نشر در مشهد منتشر شده (۱۳۹۰) و دومی، با ترجمه شبنم سمیعیان و در انتشارات کوله‌پشتی در تهران (۱۳۹۵) منتشر شده است.

💡 ترازهای اولیه دارای استوانه‌ای شیشه‌ای یا قوس بسیار کم و قطر داخلی ثابت در هر جهت بودند. این استوانهٔ شیشه‌ای به‌طور ناکامل با مایعی پر می‌شد به‌طوری که حبابی در آن باقی بماند. قوس اندک اوله به سمت بالا باعث می‌شد که حباب بتواند در وسط کوله، بالاترین نقطه ثابت بماند.

💡 به ویژه دوز بسیار پایین از کوله‌سیستوکینین، اشتها و خوردن را کم می‌کند و بنابراین می‌توان آن را «پپتید سیری» (یا پپتیدی که اشتها را کم می‌کند) در نظر گرفت.

💡 در سال ۱۳۹۳ این کتاب با عنوان «تاریخچه مخنصر زندگی من» با ترجمه نغمه رضوی، توسط نشر هورمزد به چاپ رسید و در سال ۱۳۹۶ تجدید چاپ شد. همچنین با ترجمهٔ احسان زیورعالم و با نام «زندگی من» در انتشارات کوله پشتی منتشر شده‌است.

💡 تپه کوله گیر در شهرستان قزوین، بخش مرکزی، روستای اردبیلک واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۵ خرداد ۱۳۸۱ با شمارهٔ ثبت ۵۷۲۴ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.