لغت نامه دهخدا
کوفته خوار. [ ت َ / ت ِ خوا / خا ] ( نف مرکب ) دیوث وقلتبان. ( آنندراج ) ( فرهنگ فارسی معین ):
من بگویم صفت گنده پرواری گرم
گو بگویند مرا مدعیان کوفته خوار.بسحاق اطعمه ( دیوان چ استانبول ص 12 ).
کوفته خوار. [ ت َ / ت ِ خوا / خا ] ( نف مرکب ) دیوث وقلتبان. ( آنندراج ) ( فرهنگ فارسی معین ):
من بگویم صفت گنده پرواری گرم
گو بگویند مرا مدعیان کوفته خوار.بسحاق اطعمه ( دیوان چ استانبول ص 12 ).
( صفت ) دیوث قلتبان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 باشد همیشه کوفته و زرد روی زر از بس که خوار دارد جود تو مال را