لغت نامه دهخدا
کوزه کشیدن. [ زَ / زِ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) مقدار کوزه می خوردن. ( آنندراج ). کوزه آب یاشراب را سر کشیدن. ( فرهنگ فارسی معین ):
مرد آن نبود که می کشد کوزه ٔمی
مرد آن باشد که خم ز میخانه کشد.امیرمعزی ( از آنندراج ).
کوزه کشیدن. [ زَ / زِ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) مقدار کوزه می خوردن. ( آنندراج ). کوزه آب یاشراب را سر کشیدن. ( فرهنگ فارسی معین ):
مرد آن نبود که می کشد کوزه ٔمی
مرد آن باشد که خم ز میخانه کشد.امیرمعزی ( از آنندراج ).
( مصدر ) کوز. آب یا شراب را سر کشیدن: مرد آن نبود که می کشد کوز. من مرد آن باشد که خم ز میخانه کشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 داستانی وجود دارد که دیوژن به نیایشگاه دلفی رفت و از الهه دلفی کمک خواست و الهه به او اعلام کرد که خود را از «مادیات برهاند.» سپس دیوژن هدف زندگی خود را مشخص کرد که به چالش کشیدن آداب و رسوم و ارزشهای تثبیت شده یونان باستان بود. بحث دربارهٔ تفاوت میان ذات انسان و قوانین و احکام انسانی موضوع مورد علاقه فلسفه یونان باستان بود. دیوژن با بردهای به نام منس به آتن آمد. او هنگام جدایی از همسفر خود گفت «اگر منس میتواند بدون دیوژن زندگی کند پس دیوژن نیز میتواند بدون منس زندگی کند.» دیوژن در فلسفهاش وابستگی به شدت سرکوب میکند و آنرا را نالازم میداند. او از آنتیستنس خواست که مرشدش باشد اما فیلسوف مهجور یونانی خواسته او را رد کرد و حتی اشیایی به سمت او پرت کرد. دیوژن به او گفت «هیچ چیزی نمیتواند مرا از یادگیری بازدارد تا وقتی که تو به من چیزی یاد دهی.» همچنان مکان و زمان ملاقات این دو نامشخص است. دیوژن دوری از لذتهای زمینی را زمینهساز آزادی میدانست و نظری ریشخند آمیز نسبت به رفتار متظاهرانه، احمقانه، پوچ و مصنوعی انسان داشت. او آنچنان ساده زیست بود که هنگامی که دید پسری با دستانش از جوی آب میخورد کوزهاش را به کناری انداخت و خود را احمق خطاب میکرد.
💡 گر یار مرا کوزهکشی فرماید من هم به کشیدن سبو آمدهام