لغت نامه دهخدا
کوره پزی. [ رَ / رِ پ َ ] ( حامص مرکب ) کار و عمل کوره پز. و رجوع به کوره، کوره پز و کوره پزخانه شود.
کوره پزی. [ رَ / رِ پ َ ] ( حامص مرکب ) کار و عمل کوره پز. و رجوع به کوره، کوره پز و کوره پزخانه شود.
کار و عمل کوره پز
{baking , stoving} [مهندسی بسپار علوم و فنّاورى رنگ] خشک کردن و سخت کردن مادۀ پوششی به کمک گرما
💡 این شهر دارای شهرکی صنعتی با بیش از ۳۰ واحد فعال و درحال کار بوده است همچنین بیش از ۴۰ واحد تولیدی-صنعتی در محدوده اطراف خوشهمهر(از گاوداری، پرورش ماهی تا کارخانه خشکبار، کوره خانه های آجر پزی و...) فعالیت دارند.
💡 «آلمانیها ماهها قبل از آغاز نسلکشی ارمنیان نیروهای عثمانی را آموزش داده بودند و خود شاهد چگونگی سوزاندن زنان و کودکان ارمنی بودند. این مورخ مینویسد:عثمانیها در حضور آلمانیها زنان و کودکان را در کلیسا جمع و آنجا را به آتش میکشیدند یا در اردوگاههای مرگ توسط کورههای آدم پزی ساخته شده توسط آلمانیها آنان را به خاکستر تبدیل میکردند.»