کوته نظری

مترادف‌ها

چشم‌پوشی، بی‌تدبیری، کم‌بینی، کوته‌بینی، تنگ‌نظری

متضادها

دوراندیشی، خردورزی

لغت نامه دهخدا

کوته نظری. [ ت َه ْ ن َ ظَ ] ( حامص مرکب ) کوتاه نظری. ( فرهنگ فارسی معین ). تنگ چشمی.نظرتنگی. اندک بینی. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). || عاری بودن از بینش و بصیرت:
تا خار غم عشقت آویخته در دامن
کوته نظری باشد رفتن به گلستانها.سعدی.با وجود رخ و بالای تو کوته نظری است
در گلستان شدن و سرو خرامان دیدن.سعدی.و رجوع به کوته نظر، کوتاه نظر و کوتاه نظری شود. || عدم تفکر نسبت به عواقب امور. ( فرهنگ فارسی معین؛ ذیل کوتاه نظری ). رجوع به کوتاه نظری شود.

فرهنگ فارسی

۱ - عدم تفکر نسبت بعواقب امور. ۲ - غفلت غافلی. ۳ - بخل امساک تنگ نظری

جمله سازی با کوته نظری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 صائب از بخت سیه شکوه ز کوته نظری است نیل بر چهره ارباب هنر می باید

💡 بعد ما کز طلب پایه قدرت ناگاه دیده عقل فرو ماند ز کوته نظری

💡 صائب از تنگی دل شکوه ز کوته نظری است که دل غنچه گل چاک ز شکرخندست

💡 همه کس معتکف کوی فنا شد (صامت) ما ز کوته نظری بر در دل‌ها ماندیم

💡 کوته نظری پرده بینایی روح است در دیده سوزن ز مسیحا خبری نیست

💡 تو ز کوته نظری طالب فریاد رسی ورنه فریادرسی نیست به از نالیدن

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران