لغت نامه دهخدا
کوتاه اندام. [ اَ ] ( ص مرکب ) آنکه قامت وی کوتاه باشد.کوتاه بالا. کوتاه قد. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
کوتاه اندام. [ اَ ] ( ص مرکب ) آنکه قامت وی کوتاه باشد.کوتاه بالا. کوتاه قد. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
آنکه قامت وی کوتاه باشد. کوتاه بالا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در شهریور ۱۳۲۰ با اشغال ایران بهدست متفقین در جریان جنگ جهانی دوم، رضاشاه از قدرت کنار رفت و فرزندش محمدرضا بر تخت نشست. خلاء قدرت و تزلزل سیاسی از یک سو به فعالان اجتماعی مجال عرض اندام داد و در مقابل، سرمایهداران و افراد صاحبنفوذِ دربار در پی بازگرداندن اقتدار حاکمیت شاه بودند. این دوقطبی، سالهای ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲ را به سالهایی پر از درگیری و تحرک و اعتراض مبدل کرد. در بستر این گوناگونی، ادبیاتی متنوع شکل گرفت و جریانهای ادبی مختلف در کنار یکدیگر به ظهور رسیدند؛ از یک سو ادبیات عامهپسند سالهای پیشین به حیات خود ادامه داد و از سوی دیگر، نویسندگان جوانی با تأثر از مکتبهای فکری و ادبی نوین ظهور کردند. در این دوران باورهای ادبی و فرهنگی حزب توده از طریق ادبیات شوروی بر نویسندگان ایرانی تأثیر گذاشت و کارگران و دهقانان بهعنوان شخصیتهای داستانی جدید به آثار نویسندگانی مانند بهآذین و آل احمد راه پیدا کردند. با این که نویسندگان آیندهداری مانند آل احمد، بهآذین، گلستان و چوبک در این دوره به عرصه رسیدند، اما رمانهای برجسته و تأثیرگذار اندکی در این دوره خلق شدند. نابسامانی اقتصادی در این دوران، باعث شد میزان نشر کتاب در برخی از سالهای این دوره کاهش پیدا کند و بههمین دلیل، بسیاری از رماننویسان این دوره، بهخصوص آنها که رمانهای اجتماعی و تاریخی به سبک دوره اول مینوشتند، آثار خود را بهصورت پاورقیهای دنبالهدار در نشریات منتشر میکردند و برخی نیز به نگارش داستان کوتاه روی آوردند.
💡 خَرگوش پستانداری گیاهخوار، از تیرهٔ خرگوشان است که اندامی شبیه به گربه و گوشهای دراز و لبهای شکافدار دارد. دستهای خرگوش از پاهایش کوتاهتر هستند و بسیار تند حرکت میکند و دارای انواع مختلف است.