لغت نامه دهخدا
کهنه رند.[ ک ُ ن َ / ن ِ رِ ] ( ص مرکب ) سخت گربز. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). کهنه حریف. بسیار مکار و زیرک.
کهنه رند.[ ک ُ ن َ / ن ِ رِ ] ( ص مرکب ) سخت گربز. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). کهنه حریف. بسیار مکار و زیرک.
سخت گربز ٠ بسیار مکار و زیرک ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کهنه رندان مست امرد خوار درکمین بتان به هر معبر
💡 رند خراباتیم می به سفالیم رسان دردکش کهنه را جام مصفا مده
💡 ای دسته کهنهکار افسونگر رند گویا که دگر طرح نوی ریختهاید