کهربا گون

لغت نامه دهخدا

کهرباگون. [ ک َ رُ ] ( ص مرکب ) کهربارنگ. هر چیز زردرنگ. ( ناظم الاطباء ):
مکن زیر این لاجوردی بساط
بدین قلعه کهرباگون نشاط.نظامی.بیا ساقی آن آب آتش خیال
درافکن بدان کهرباگون سفال.نظامی.ورجوع به کهربارنگ شود.

فرهنگ فارسی

کهربا رنگ ٠ هر چیز زرد رنگ ٠

جمله سازی با کهربا گون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو خصم از بیم جود او زر رخساره وا پوشد بروی کهربا گون بر فشاند اشک مرجانی

جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز