کنارنگ دل

لغت نامه دهخدا

کنارنگ دل. [ ک ُ / ک َ رَ دِ ] ( ص مرکب ) قوی دل. ( ناظم الاطباء ). صاحب دل بزرگ. ( از فهرست ولف ):
کدام است گرد کنارنگ دل
به مردی سیه کرده در جنگ دل.فردوسی.

فرهنگ فارسی

قوی دل. صاحب دل بزرگ

جمله سازی با کنارنگ دل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زن و کودک خرد و پیر و جوان نه شاه و کنارنگ و نه پهلوان

💡 پس اکنون ز بهر کنارنگ طوس بدین سو کشیدیم پیلان و کوس

💡 هرآنکس که با طوس در جنگ بود همه نامدار و کنارنگ بود

💡 ازین هر دو هرگز نگشتی جدای کنارنگ بودند و او پادشای

💡 ببردش به نزد کنارنگ شام چو بگشود و برخواند اورا تمام

💡 گشنسپ‌داد، که کنارنگ امپراتوری ساسانی بود، بعدها وزرگان و دیگر طبقات اشرافی را واداشت تا قباد نخست را اعدام کنند، اما آنها از این کار خودداری کردند.

دبال زن یعنی چه؟
دبال زن یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز