کمر گیر

لغت نامه دهخدا

کمرگیر. [ ک َ م َ ] ( نف مرکب ) کمرگیرنده. که کمر حریف گیرد و او را به زانو درآورد:
با چنین شیر کمرگیر کمر چون بندم
تا نبرد کمر عمر کمر باز کنم.خاقانی.

فرهنگ فارسی

کمرگیرنده. که کمر حریف گیرد و او را به زانو در آورد.

جمله سازی با کمر گیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بر دست کار رفته نباشد گرفت و گیر چون بهله دست در کمر یار می‌کنم

💡 باش تا تیغِ مملکت گیری دستِ اقبال بنددش به کمر

💡 سر بنه زیر پا و دستش گیر گر تو را میل تاج یا کمر است

گس یعنی چه؟
گس یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز