کله معلق زدن
لغت نامه دهخدا
کله معلق زدن.[ ک َل ْ ل َ / ل ِ م ُ ع َل ْ ل َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) سر رابر زمین گذاشتن و معلق زدن. ( فرهنگ فارسی معین ). سربر زمین نهادن و پایها برافراشتن و به پشت بر زمین آمدن. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). معلق زدن. سر رابه زمین گذاشتن و پا را به بالا آوردن و غلطیدن از سویی به سوی دیگر. ( فرهنگ لغات عامیانه جمالزاده ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) سر را بزمین گذاشتن و معلق زدن.
جمله سازی با کله معلق زدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رِنگ فرمی در ردیف موسیقی ایرانی است که معمولاً برای شادی و رقص نواخته میشده و معمولاً دارای ضربآهنگ ششهشت است. رنگها معمولاً در انتهای اجرای دستگاه نواخته میشوند. در ردیفهای قدیمیتر، همهٔ رنگها در فرمِ بلندی به نام «شهرآشوب» گردآوری شدهاند. شهرآشوبها با فرم رقص کلاسیک که در دوران قاجاریه رایج بوده هماهنگ هستند. شهرآشوبها معمولاً با ضربآهنگ آهستهتری شروع میشوند و تدریجاً سرعت میگیرند و رقص همراه آن نیز همراه با حرکاتی مثل معلق زدن، چرخ زدن یا گذاشتن استکان روی پیشانی انجام میشده که در دوران معاصر هنوز در رقص مردم تبریز و مناطق حاشیه کویر در ایران موجود است.