کشتی وان
لغت نامه دهخدا
کشتی وان. [ ک َ / ک ِ ] ( اِ مرکب ) کشتی بان. ملاح. کشتی ران. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
کشتی بان. ملاح
جمله سازی با کشتی وان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دو ربات به دنبال اوبی وان کنوبی میگردند در این راه لوک اسکایواکر جوان برای کمک به آنها سیاره محل سکونت خود را همراه با اوبی وان و هان سولو ترک میکند، تا برای نجات پرنسس لیا و کهکشان به سایر شورشیان بپیوندد. فیلم با حملهٔ ناوگان امپراطوری به یک کشتی سیاسی متعلق به جمهوری آلدران آغاز میشود و با ماجرای لوک اسکایواکر و ابی وان کنوبی از تاتویین تا یاوین ۴ به پایان میرسد.