تجسس گری

لغت نامه دهخدا

تجسس گری. [ ت َ ج َس ْ س ُ گ َ ] ( حامص مرکب ) عمل تجسس. خبر جستن و خبر خواستن و خبر پرسیدن:
تجسس گری شرط این کوی نیست
درین پرده جز خامشی روی نیست.نظامی.رجوع به تجسس و تجسس کردن شود.

فرهنگ فارسی

عمل تجسس. خبر جستن و خب خواستن و خبر پرسیدن.

جمله سازی با تجسس گری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تجسس گری شرط این کوی نیست درین پرده جز خامشی روی نیست

چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
حصار یعنی چه؟
حصار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز