دانژه

لغت نامه دهخدا

دانژه. [ ژِ ] ( اِخ ) نام کرسی بخشی از ولایت وین ایالت شاتل رلت بفرانسه. کنار رود وین. دارای 930 تن سکنه و راه آهن.
دانژه. [ ژَ / ژِ ] ( اِ ) دانچه. دانیژه. عدس. ( برهان ).

فرهنگ عمید

=دانچه

فرهنگ فارسی

( اسم ) عدس مرجمک.
نام کرسی بخشی از ولایت وین ایالت شاتل رلت بفرانسه

فرهنگ اسم ها

اسم: دانژه (دختر) (کردی) (تلفظ: danzhe) (فارسی: دانژه) (انگلیسی: danzhe)
معنی: غنچه گل نیمه باز

جمله سازی با دانژه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در سال ۱۴۰۱ نیز، علی‌حسین سازمند، مدیر کازرونی‌الاصل انتشارات دانژه با اهدای ۱۱۶ جلد کتاب با این بنیاد همراه شد.

💡 در زمینه هنرهای تجسمی، رمانتی‌سیسم با کنار نهادن خطوط خشک و مضمون‌های باستانی کلاسیسیسم، حرکتی نو در طرح و رنگ به‌وجود آورد. اوژن دولاکروا، کاسپار داوید فریدریش، تئودور ژریکو و گرو نمایندگان برجستهٔ این جنبش در نقاشی و داوید دانژه و باری در مجسمه‌سازی بودند.

💡 14-امرایی - مجید - نمایش درمانی در مسیر تکامل - انتشارات دانژه سال انتشار 1390

روضه یعنی چه؟
روضه یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز