فرهنگستان زبان و ادب
{closing wedge osteotomy} [ارتاپزشکی] برداشتن گوِه ای از یک طرف استخوان برای صاف کردن استخوان بدشکل
{closing wedge osteotomy} [ارتاپزشکی] برداشتن گوِه ای از یک طرف استخوان برای صاف کردن استخوان بدشکل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به فسون دولت خشک مفروش مغز عزت که فسرده استخوانی به هما رسیده باشی
💡 بستیم رخت و کم نشد اسباب سوختن این مشت استخوان شده هیزم به زیر خاک
💡 عقلم که امتیاز گهر ز استخوان نکرد کام هما برید و درش در گلو نبود
💡 کس در حیات ما نشد آگه ز راز او آیینه هما نشود استخوان ما؟
💡 قبول عام ازین بیشتر نمی باشد که استخوان مرا هم هما نمی خواهد
💡 گرچه بنمود از ضعیفی استخوان پهلویش چار پهلو میشود از نعمتت دیگر هلال