کشت و زاد

لغت نامه دهخدا

کشت و زاد. [ ک ِ ت ُ ] ( ترکیب عطفی، اِمص مرکب ) کاشتن وزادن. نطفه و تخم افکندن و نتاج آوردن:
مرا کشت و زادیست در طینت دل
که حاجت به حوا و آدم ندارم.خاقانی.کشت و زاد از پی بیشی غلامانش کنند
چار مادرکه در این نه پدر آمیخته اند.خاقانی.

فرهنگ فارسی

کاشتن و زدان. نطفه و تخم افکندن و نتاج آوردن

جمله سازی با کشت و زاد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 من آن صید به خون غلتیده‌ام کز تیر بیدادش زد و کشت و به خاک ره فکند و رفت صیادش

💡 بر سر صید خود مرا کشت و نگاه هم نکرد لایق صید خسروی نیست چو من شکارئی

💡 پس از رسیدن خبر کشته شدن سیاوش به ایران، آشوب بزرگی برخاست و رستم، سودابه را برای خونخواهی سیاوش کشت و به توران تاخت و توران را ویران کرد.

💡 در آوریل ۲۰۱۳، در کابل، یک بمب که به یک الاغ بسته شده بود، در مقابل یک پست امنیتی منفجر شد، که یک پلیس را کشت و سه غیرنظامی را زخمی‌کرد.

💡 گسترده‌ای که یافا را احاطه کرده بود، این شهر را به یکی از مهمترین و مشهورترین مراکز مرکبات منطقه و جهان تبدیل کرده بود، به طوری که امروزه در ایران، نوعی پرتقال به اسم یافا (و یا پرتقال فلسطینی) کشت و فروخته می شود.

نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز