لغت نامه دهخدا
کرفه گر. [ ک ِ ف َ / ف ِ گ َ ] ( ص مرکب )نیکوکار و ثواب کننده. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ) ( ناظم الاطباء ). ثواب کار. برابر گناهکار. ( یادداشت مؤلف ).
کرفه گر. [ ک ِ ف َ / ف ِ گ َ ] ( ص مرکب )نیکوکار و ثواب کننده. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ) ( ناظم الاطباء ). ثواب کار. برابر گناهکار. ( یادداشت مؤلف ).
= کرفه کار
( صفت ) ثواب کننده نیکو کار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «پیدا است که هر بهدینی یکی غن باید داشتن که خرفستران و گناهکاران را بدان زند و کشد تا کرفه مندتر شود.» (فرنبغ دادگی، ۱۲۱–۱۲۰:۱۳۸۰)
💡 «پرسید دانا مینوی خرد را که مردمان به چند راه و بهانهٔ کرفه به بهشت بیش رسند؟