کر نشستن

لغت نامه دهخدا

کر نشستن. [ ک ُ ن ِ ش َ ت َ ] ( مص مرکب ) در تداول عامه، انکار کردن مال کسی که نزد او به امانت یا دین بوده است. مالی را به وام گرفتن و اظهار افلاس یا انکار کردن. مالی را به غصب متصرف شدن و انکار کردن. پس از وام بسیار کردن گفتن که ورشکست هستم و هیچ ندارم با آنکه دارد و یا محتمل است که دارد. ( یادداشت مؤلف ).

جمله سازی با کر نشستن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پيامبر صلى الله عليه و آله و اميرالمؤ منين عليه السلام و اصحاب واردمنزل عبدالله شدند، تكليف به نشستن در صحن خانه نمود، همگى روى همانگودال نشستند و اتفاقى نيفتاد و عبدالله تعجب نمود.

💡 و گفت: تصوف برقی سوزنده است و تصوف نشستن است درحضرت الله تعالی بی‌غم.

💡 دلم چون بر نشستن خواست سلطان خرد گفتا که بر باد هوس منشین که شمع روح بنشانی

💡 بعداً در قرن شانزدهم Titian همان سبک را عهده‌دار شد، مخصوصاً با توسعه دادن تنوع ژست‌ها و نشستن‌های نمونه‌های سلطنتی اش.

💡 ساس روی بدن انسان زندگی نمی‌کند بلکه در محلی نزدیک به محل نشستن و خوابیدن انسان زندگی می‌کند. ساس را می‌توان به کمک لکه‌های ناشی از مدفوع آن‌ها تشخیص داد ساس در نزدیکی محل مخفی شدنش مدفوع می‌کند.