کج مزاج

لغت نامه دهخدا

کج مزاج. [ ک َ م ِ ] ( ص مرکب ) تندخوی. || نادان. احمق. || لجوج. ستیزنده. ( ناظم الاطباء ). || بدمزاج. بدذوق. بدسلیقه. ( فرهنگ فارسی معین ):
تو گر کژدم مزاجی لقمه خور پاک
رها کن کج مزاجان را به خاشاک.امیرخسرو ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) بد مزاج بد ذوق بد سلیقه: [ تو گر کژدم مزاجی لقمه خور پاک رها کن کج مزاجان را بخاشاک ]. ( امیر خسرو )

جمله سازی با کج مزاج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حکما گفته اند: گرسنگی بیماریست در مزاج و شراب و طعام آن را ماده علاج نادان کسی است که خود را به اختیار بیمار سازد تا به اضطرار تیمار کند

💡 چنان مزاج هوا سردتر شدست اکنون که از دهن شب و روزش روانه است لعاب

💡 بن جانسن را واضع "کمدی مزاج‌ها" یا "کمدی طبایع" یا "خلق‌وخو" می‌دانند؛ زیرا وی رفتار غیرعادی و عجیب‌وغریب انسان‌ها را به عدم تعادل مزاج‌ها نسبت می‌داد.

💡 طبیبان سنتی علت آن را خوردن غذاها و موادی که مزاج سرد دارند، می‌دانند و برای اصلاح و درمان خوردن گوشت گوسفند و شتر و مصرف نکردن سردی‌جات توصیه می‌کنند.

💡 مزاج دون به تکلف غنی نمی‌گردد سم است اگر سم خر جمله در زرش‌ گیرید

💡 مزاج عشق در سعی فنا مجبور می‌باشد ز منع سوختن نتوان دل پروانه آزردن