لغت نامه دهخدا
کج شمار. [ ک َ ش ُ ] ( نف مرکب ) غلطشمار. بدشمار. که شمارش درست نکند:
احول ارهیچ کج شمارستی
بر فلک مه که دوست چارستی.سنائی.
کج شمار. [ ک َ ش ُ ] ( نف مرکب ) غلطشمار. بدشمار. که شمارش درست نکند:
احول ارهیچ کج شمارستی
بر فلک مه که دوست چارستی.سنائی.
غلط شمار. بد شمار
💡 داریم صبر اندک و بیش از شمار شوق پوشیده نیست از تو قلیل و کثیر ما
💡 شمار کشتگان زلزله حدود ۳۲۵۷ نفر بودهاست.تعداد زخمیان ۱۱۲۱ نفر برآورده شدهاست.
💡 کدهای چرخشی:هر کد چرخشی خود نیز یک کد چندجملهای به شمار میرود, کد افزونگی چرخشی مثال معروفی از این دسته کدهااست.
💡 به زیر عقل کی آید شمار معرفتش به زیر عقل گر آمد شمار آتش و آب
💡 گردون نشناسد که قیاس خِرَدَت چون ایام نداند که شمار هنرت چند
💡 الگوریتمهای رمزنگاری بسیار زیاد هستند، اما تنها شمار اندکی از آنها به صورت استاندارد درآمدهاند.